بازی هسته ای روس ها
نیک آهنگ کوثر
- انتظاری جز اين نبود!
فرار زنان قايقران به آمريکا
بحران در فدراسيون قايقراني ايران
در پي پناهندگي يک قايقران تيم ملي ايران در آلمان و سفر بي بازگشت دو قايقران زن و مربي آنان به آمريکا، فدراسيون قايقراني ايران بار ديگر با بحران پناهندگي قايقرانان به غرب رو به رو شد. سه سال پيش نيز مردان تيم قايقراني ايران در آلمان ناپديد شدند و سپس درخواست پناهندگي کردند. آن ماجرا به برکناري رييس فدراسيون قايقراني منجر شد.
پس از جلوگيري از حضور قايقرانان ايراني در رقابتهاي جام جهاني در آلمان توسط فدراسيون بين المللي قايقراني به دليل نپرداختن حق عضويت، فدراسيون قايقراني ايران اعلام کرد چون حاضر نيست پول زور پرداخت کند، قايقرانان به ايران بازگشته اند. اما بعد از چندي با خبرهايي که در سايت هاي مختلف انتشار يافت، صحبت از پناهندگي امين محمديان، عضو تيم ملي به ميان آمد که ديروزحسن تيمورتاش، دبير فدراسيون قايقراني، در گفت و گو با خبرگزاري دولتي جمهوري اسلامي آن راتاييد کرد. تيمورتاش البته گفت: "يك فقره چك به مبلغ بيست ميليون تومان در وجه فدراسيون و يك سند شش دانگ در اختيار فدراسيون قرار دارد كه در صورت عدم بازگشت اين ورزشكار به اجرا گذاشته ميشود."
نخستين فرار زنان
در همين روز خبرگزاري ايسنا از قول آقاي تيمورتاش نوشت زنان پاروزن ملي پوش ايران در آمريکا از تيم ملي اخراج شده اند.
او درمورد سفر چهار قايقران زن ايران به آمريكا گفت: "فدراسيون قايقراني آمريكا از ايران درخواست كرده بود كه در تورنمنتي در اين كشور شركت كنيم. اين درخواست را با محمد علي آبادي، رييس سازمان تربيت بدني جمهوري اسلامي مطرح كرديم. او پاسخ داد كه «اگر از ورزشكاران ما انگشت نگاري نمي كنند، شركت كنيد.» اين پاسخ را به فدراسيون آمريكا ارسال كرديم كه آنها گفتند اين مساله به اداره گذرنامه مربوط مي شود و ما نمي توانيم نظري بدهيم. از نظر ما اعزام اين تيم منتفي بود، اما يكي از مربيان تيم ملي بانوان ايران، كه از ابتدا مكاتباتي هم با فدراسيون قايقراني آمريكا داشت، شخصا اقدام كرد و دو قايقران زن و دختر خود را به آمريکا برد. اين اقدام از ديد فدراسيون ايران خلاف است، به همين دليل قايقرانان از تيم ملي اخراج شدند."
در اين مورد هم مانند ماجراي فرار دوچرخه سواران به جمهوري ايرلند، هيچ اشاره اي به تشريفات سفرهاي برون مرزي که بايد به تاييد حراست و کميته برون مرزي تربيت بدني برسد و همچنين نامه هاي رسمي که بايد از طريق فدراسيون با همتاي مقابل رد و بدل شود، نشده است. ماجراهاي مربوط به قايقراني در حالي مطرح مي شود که ديروز خبرگزاري فارس در گزارشي از" برگزاري همايش بررسي شيوههاي توسعه با رويكرد ارتقاي جايگاه بانوان در ورزش قايقراني" در روز دوم شهريور با حضور رييس کميته ملي المپيک، خبر داد!
يکی به من بگه اين جا چه خبره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به قلم ابراهيم نبوی مهاجرت یا فرار مغزها یا نخبگان گوچی و ورساچه، دولچه گابانا و شانل دست خدا بر سر ماست، هوگو چاوز رهبر ماست
مهم این است که آنها فرار نکردند، بلکه با خیال راحت تصمیم گرفتند و رفتند و مهم تر از همه این که آنها مغزهایی نبودند که چون امکان رشد نداشتند، فرار کنند یا مهاجرت کنند، بلکه کسانی بودند که نخبه بودند و مهاجرت کردند. به نظر شما چه فرقی می کند؟ معاون علمی و فنآوری رئیس جمهور گفت: « در ایران امروز فرار مغزها نداریم، بلکه فقط ما شاهد مهاجرت نخبگان هستیم.» وی گفت: فقط!
لامروت! لااقل بگذار یک روز از افتتاح کارخانه بگذرد، بعد دنیا را بترسان. رئیس جمهور موفق و پیروز در کلیه عرصه های نبرد که دیروز به فیشی رفت باکو و به کیشی برگشت به اردبیل( یا بالعکس) در باکو گفت: « روابط تهران، باکو با توجه به ظرفیت ها بسرعت می تواند توسعه یابد. ما از حقوق ملت ها و انسان ها دفاع می کنیم.» وی توضیح نداد که از حقوق کدام ملت ها و کدام انسان ها دفاع می کند و آیا ملت ایران جزو کسانی که رئیس جمهور ایران از آنها دفاع می کنند، هست یا نه، ولی احمدی نژاد به هنگام افتتاح بزرگترین کارخانه نساجی و تولید پوشاک خاورمیانه در اردبیل به ابرقدرتهای جهان، بخصوص ابرقدرت شانل، گوچی، دولچه گابانا و ورساچه هشدار داد: « به ابرقدرت ها نصیحت می کنم، از موفقیت های ایران درس عبرت بگیرند.» وی که هنوز کارخانه اش تازه دیروز راه افتاده است، گفت: « مارکهای خارجی باید از پوشاک حذف شوند. باید پوشاک ایران حرف اول را در دنیا بزند.» وی درخواست نکرد و پیشنهاد نداد، بلکه دستور داد که « باید پوشاک ایران حرف اول را در دنیا بزند.» در همین راستا امت شهیدپرور اعلام کردند که از این پس « اگر دست دشمن از آستین پیراهن شانل درآمده باشد با مشت محکم توی دماغ گوچی می زنند.» همچنین پابرهنگان مقیم علی آباد بالاتر اعلام کردند که « از این پس هر مزدوری پا توی کفش تیمبرلند بکند، پایش را قلم خواهند کرد.» آگاهان پیش بینی کردند که بزودی بسیج دانشجویی با لباس های دارا و سارا در صحنه حاضر شده و ضمن برگزاری یک تظاهرات میلیونی شعارهای زیر را خواهند داد. « ما پیرو رهبریم، آدیداس نمی خریم.»، خواهران نیز شعار دادند: « کراوات ورساچه، این آخرین پیام است، گوچی برو حیا کن، این گفته امام است.» این تظاهرات در روزهای آینده ادامه خواهد شد.
مشکل جهان این است که نسبت مشنگ های موجود در جهان به نسبت متوسط جمعیت دارد افزایش پیدا می کند. دیه گو مارادونا که فعلا ترک کرده و مثل همه کسانی که ترک سنگین می کنند، مدتی چپ می زند، در یک برنامه تلویزیونی هوگو چاوز حاضر شد و گفت: « جورج بوش شیطان است.» وی که به ولایت مطلقه کاسترو و چاوز ایمان آورده است، گفت: « من به چاوز ایمان دارم، هر کاری که چاوز و کاسترو انجام می دهند برای من بهترین است.» وی مشت محکمی به دهان آمریکا زد و گفت: « من از هر چیزی که منشاء آن آمریکایی باشد، متنفرم.»
برادر سردار پیمانکار میلیاردرصادق محصولی گفت: « سرعت احمدی نژاد مثل یک جت فانتوم است.» آگاهان از این سرعت نتایج زیر را گرفتند.
نتیجه اول: هزینه اش بالاست و تنها فایده اش این است که می تواند بسرعت خراب کند.
نتیجه دوم: فقط به درد جنگیدن می خورد.
نتیجه سوم: دائما توی آسمان سیر می کند.
نتیجه چهارم: روی زمین به درد نمی خورد و فقط باید از آن مواظبت کرد.
نتیجه پنجم: مثل بقیه هواپیماهای ایرانی بالاخره یکی از همین روزها سقوط می کند.
مقابله با حکم اعدام کودکان
شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل و رييس کانون مدافعان حقوق بشر درگفت وگو با "روز" تاکيد کرد "اگر پيگيري پرونده هاي حقوقي توسط مراجع داخل کشور با بي توجهي روبرو شود، چاره اي جز مراجعه به مراجع بين المللي وجود ندارد". وي همچنين از رسانه ها مي خواهد که به موضوع اعدام کودکان در ايران توجه بيشتري کنند.
عبادي که اخيرا همراه با مادربرخي دانشجويان زنداني که گفته مي شود درزندان شکنجه شده اند دريک کنفرانس خبري شرکت کرده بود به روزگفت: "متاسفانه وقتي يک زنداني مورد اذيت وآزار قرارمي گيرد، هنگامي که اززندان بيرون مي آيد با توجه به اينکه آثار جرم ازبين مي رود اثبات اين مساله دشوار است. اما ازسوي ديگر شکنجه فقط، شکنجه جسمي وکتک نيست. نگهداري درسلول انفرادي نوعي شکنجه است وروانشناسان به آن شکنجه سفيد مي گويند."
عبادي مي گويد روش هاي مختلفي براي پيگيري نقض هاي حقوق بشر وقانون حقوق شهروندي وجود دارد: "درداخل ايران مراجعي ازجمله دادگاه انتظامي قضات پيش بيني شده است و دربرخي موارد هم شکايت به مراجع داخلي مثمرثمر بود. ازجمله درمورد تعدادي از وب لاگ نويسان که با شکنجه ازآنها اقرارگرفته بودند وآقاي شاهرودي دستور رسيدگي به آن را دادند و به نتيجه هم رسيد. هر چند برخي ادعاها چون ازجهت قضايي دلايل اثباتي نداشت، به رسيدگي وصدور حکم منجر نشد."
به گفته اين وکيل دادگستري، وکالت دانشجويان را کانون مدافعان حقوق بشر برعهده دارد و کانون، وکالت اين پرونده را به محمد علي دادخواه ارجاع کرده و وي نيز آن را تقبل کرده است. با اين وجود او مي افزايد: "مانند پرونده خانم هاله اسفندياري، ازکليه راه حل هايي که درقوانين پيش بيني شده، براي آزادي اين دانشجويان استفاده خواهد شد وطبيعي است که اگر به نتيجه نرسد چاره اي نداريم جز اينکه دست به دامن مراجع بين المللي بشويم."
وقتی در يک مملکت بی قانونی ، قانون شود و برخوردها شخصی گردد، از چه کس ميتوان کمک گرفت!
در پی این اقدام سعید مرتضوی خانواده این سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر که به امید دریافت خبر آزادی فرزندانشان به دفتر دادستانی مراجعه کرده بودند با چشمانی اشکبار دفتر مرتضوی را ترک کردند.
منبع:خبرنامه پلی تکنيک
شهرهاي مرزي، شبها دست اشرارند
فقط يک گروه نيست که آدم مي ربايد
دو سال بعد از ناامني ها و ناارامي ها شرق کشور، در حالي که نيروي انتظامي و وزارت کشور با دريافت اعتبارهاي کلان مدام ادعاهائي مبني بر استقرار ارامش در منطقه منتشر مي کنند اما گزارش ها حاکي است که ناامني وسيعي در شهرهاي مرزي حکمفرماست که باعث شده به جز گروه عبدالمالک ريگي چند گروه ديگر با انگيزهاي مختلف دست در کار آدم ربائي و گروگان گيري شده اند. در همين حال دستگاه تبليغاتي دولت آخرين آدم ربائي را که توسط پليس پاکستان کشف و گروگان ها آزاد شده اند، به عنوان موفقيت تازه اعلام داشت.
روزگذشته در پايان دومين روز ماجرا، محسن صادقي، معاون سياسي امنيتي استاندار سيستان و بلوچستان گفت که در پي اين آدم ربايي و فرار گروگانگيرها به خاک پاکستان، ايران با مقام هاي پاکستان در ايالت بلوچستان تماس هايي برقرار کرد.
وي افزود که در درگيري ميان نيروهاي پاکستاني و آدم ربايان در منطقه "مند" بلوچستان پاکستان، تعدادي از آدم ربايان کشته، زخمي و بازداشت شدند.
کلونی و فیلمی از روزهای انقلاب ايران
گزارش نیویورک تایمز از هالیوود
شرکت فیلمسازی متعلق به جرج کلونی در حال نوشتن فیلمنامه ای بر اساس داستان واقعی یک کارشناس خبره سازمان اطلاعات آمریکا [ سیا] است که با هویت جعلی، شش تن از اتباع آمریکایی را به طور قاچاقی در حالی از ایران خارج کرد که دهها تن دیگر توسط این کشور به گروگان گرفته شده بودند.
استن روزنفیلد سخنگوی خانه تولیدی اسموک هاوس در مورد داستان این فیلمنامه به مجله هرالدمیل گفته است، فیلمنامه " فرار از تهران " در حال شکل گیری است، اما تولید آن هنوز تأیید نشده است. مجله بازرگانی ورایتی نیز گزارش داده است، این فیلمنامه یک " درامدی" یا نمایش فکاهی خواهد بود که کلونی احتمالا ً آن را کارگردانی خواهد کرد و به عنوان نقش اول در آن ظاهر خواهد شد.
فیلمنامه این اثر بر اساس مقاله منتشرشده ماه آوریل در مجله وایرد است. این مقاله در مورد فرار طراحی شده گروگان های آمریکایی توسط آنتونیو مندز مأمور بازنشسته سازمان سیا اهل ناکسویل است. مندز به مجله هرالدمیل گفته است، در قبال سهیم شدن حقوق این فیلم با نویسنده مجله وایرد، حاضر است با این مجله مصاحبه کند.
پس از اینکه سفارت آمریکا در تهران در تاریخ 4 نوامبر 1979 به تسخیر توده مردم درآمد، مندز، که در سال 1997 به درجه یکی از 50 جاسوس بزرگ آمریکا در تاریخ سازمان سیا مفتخر شد، عملیات نجات گروگان ها را طراحی کرد. از 90 نفر کارکنان سفارت آمریکا، 52 نفر به مدت 444 روز گروگان گرفته شدند و بقیه فرار کردند. شش نفر از آمریکایی هایی که فرار کردند در منزل مقامات سفارت کانادا پنهان شدند.
به گفته مندز، مأموران سازمان سیا چندین طرح فرار طراحی کردند که از جمله آنها جازدن آمریکایی ها بعنوان متخصصین تغذیه و معلمان کانادایی بود. سپس مندز پیشنهاد داد آنها را بعنوان کارمندان استودیو شش، یک استودیوی ساختگی فیلم کانادایی که ظاهرا ً به گشت اکتشافی برای یک افسانه علمی به نام "آرگو" مشغول است، مجهز کنند. مندز با استفاده از کانال های ارتباطی خود با گریمورهای هالیوود، تبلیغات تمام صفحه مجله ورایتی و هالیوود ریپورتر را خریداری کرد و مقالاتی را در این مجلات گنجاند که کمک می کرد سرپوشی برای فرار آمریکایی ها باشند.
مندز که خود را به جای کوین کاستا هارکینز یک تهیه کننده ایرلندی جا زده بود، به تهران رفت، شش نفر از آمریکایی ها را پیدا کرد و به آنها هویت های جدیدشان را آموزش داد. علیرغم اینکه آنها لحظات بسیار سختی را در فرودگاه گذراندند، اما این ترفند کارگر افتاد و آنها در تاریخ 28 ژانویه 1980 از تهران فرار کردند. پس از آن جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا به مندز درجه افتخار داد. مردم تا سال 1997 از جزئیات این فرار اطلاعی نداشتند. در این سال سازمان سیا از مندز خواست به منظور کمک به برگزاری پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان سیا به طور علنی در مورد این موضوع صحبت کند. از آن زمان تاکنون مندز و همسرش جونا، از رؤسای بازنشسته سازمان سیا، بارها در مورد این موضوع صحبت و سخنرانی کرده اند و مطلب نوشته اند.
قطار دولت وارد تونل بحران شد
به قلم ابراهيم نبوی
وزیر نفت، مهم ترین و وزیر صنایع موفق ترین وزیر کابینه احمدی نژاد به فاصله یک روز استعفا دادند و علی اکبر محرابیان و نوذری به عنوان سرپرست برای این دو وزارتخانه از سوی احمدی نژاد منصوب شدند. از طرف دیگر مجید یزدانی که به عنوان بازرس ویژه همسرش، یعنی فاطمه واعظ جوادی، معاون رئیس جمهور و سرپرست سازمان حفاظت محیط زیست، قرار بود بازرسی کسانی که دزدی و اختلاس می کنند، بکند، به اتهام اختلاس دستگیر شد. از طرف دیگر به نظر می رسد که آمریکا دارد فشارهای خودش را افزایش می دهد و دولت هم تصمیم دارد تعداد مذاکرات نیم ساعته با آمریکا را به هفته ای شش مذاکره برساند. هاشمی رفسنجانی هم که فعلا معلوم نیست در حال بالارفتن است یا پائین آمدن، اعلام کرد که ایران آماده مذاکره بدون قید و شرط با آمریکاست. فکر کنم هاشمی هم مدتی در غار کهف مشغول استراحت مطلق بوده و خبر ندارد که آمریکا همین حالا هم دارد با ایران مذاکره بدون پیش شرط می کند. می ترسم سفارت آمریکا در تهران و سفارت ایران در واشنگتن افتتاح شود و تسخیر شود و گروگانها را بعد از 444 روز آزاد کنند و آمریکا دوباره به صحرای طبس هلیکوپتر بفرستد و روس ها به کمک امداد غیبی و دانه های شن هلی کوپتر آمریکا را بزنند و آقای هاشمی رفسنجانی هنوز مشغول دادن پیشنهاد مذاکره بدون شرط به آمریکا باشد. از طرف دیگر به نظر می رسد مسوولان عالیرتبه، که یکی هم بیشتر نداریم، اندکی هشدار به مقامات غیرعالیرتبه داده و آنها فشار روی دانشجویان و زنان و غیره را کمتر کرده اند. خین و خین ریزی هم چند روزی است کمتر شده است. اگر در این سه چهار ماه توپ توی زمین دولت بیفتد و دولت درگیر بحران های داخلی خودش باشد، فرصت بهتری برای نیروهای منتقد دولت به دست خواهد آمد. وقت انتخابات هم برسد اگرچه می خوریم به زمستان، ولی هوا کمی بهتر می شود. دیروز هم حداد معاون دادستان اعلام کرد که بازجویی هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش تمام شده است و فکر می کنم تا یک هفته دیگر ول شان کنند. پیش بینی های من معمولا درست نیست، امیدوارم این یکی درست باشد.
قطارشناسی تفصیلی احمدی نژاد
فکر می کنم اگر همه وزرای مملکت و رئیس جمهور و وکلا را غلفتی( یا قلفتی؟) از جا برداریم و نوه ها یا خواهر زاده های آنها را به جای آنها منصوب کنیم، وضع مملکت خراب تر که نمی شود هیچ، احتمالا برحسب تصادف کلی درست تر هم می شود، بخصوص اگر وزرای جدید زیر هشت سال باشند، حداقل این خصوصیت را دارند که هیچ ضرر خاصی نمی زنند، با این پولی هم که در کشور هست، اوضاع اقتصادی از این بدتر نخواهد شد. در بدترین حالت می شود خیلی بهتر از همین که هست. دیروز، بالاخره احمدی نژاد متوجه شد که بجز رفتن به سفر و بازدید از کشورهای آمریکای لاتین و سخنرانی و نامه نوشتن برای نجات و اصلاح رهبران جهان که در حقیقت کارهایی که یک رهبر می کند، باید کارهای دیگری هم بکند که به رئیس جمهور مربوط است. از لحظه ای هم که به این حقیقت بزرگ نائل شد، بلافاصله دو وزیرش استعفا دادند و تازه فهمید که باید قبل از اینکه معلوم بشود آنها استعفا دادند، جوری رفتار کند که انگار آنها را برکنار کرده است. دیروز احمدی نژاد حرف های مهمی زد که در تاریخ فلسفه سیاسی و علم « قطار شناسی» اهمیت ویژه ای دارد. وی که دو سال و نیم از دولتش می گذرد و یواش یواش باید برای رفتن به خانه از دستشویی بیرون بیاید و تاکسی تلفنی خبر کند، گفت: « برای تحولات ساختاری آماده ایم.» آگاهان گفتند: « انشاء الله دفعه بعد.» احمدی نژاد که یادش رفته است که اصولا انتخاب شده تا کشور را آباد کند، گفت: « با اصلاح ساختار در نظام های مدیریت و برنامه ریزی، بیمه ای و پولی - بانکی، همه آحاد مردم، کشور را آباد می کنند.»( ترجمه فارسی دری: احتمالا در ماه آینده شش هفت وزیر استعفا می دهند و احمدی نژاد خودش همه وزارتخانه ها را اداره می کند و روی بقیه تپه های کشور هم عملیات آبرسانی انجام می دهد.) دکتر احمدی نژاد، متخصص زلزله، آسفالت، فوتبال، والیبال، اقتصاد و قطارشناسی تفصیلی گفت: « الآن نیروی انسانی و دستگاهها تلاش می کنند قطار به سمت خواسته مردم باشد، اما نمی توانند، چون ریل به سمت دیگری و قطار به سمت دیگری است.» آگاهان برای کلیه مسافران مسیر مشهد که دو سال و نیم است سوار قطار شده اند و منتظرند تا یک سال و نیم دیگر به مشهد برسند، توضیح دادند که فعلا قطار از ایذه عبور کرده و تا هشت ماه دیگر به اهواز می رسد. همین آگاهان اعلام کردند که بلیط پس گرفته نمی شود و کلیه مسافرانی که بخواهند از ترمز اضطراری استفاده کنند، دستگیر می شوند. احمدی نژاد که مدتی قبل اعلام کرد که قطارش نه دنده عقب دارد و نه ترمز، در مورد اقتصاد گفت: « قطار در این بخش در ریلی است که به سمت بیابان می رود و باید ریل عوض شود و ما داریم طراحی می کنیم.» کارشناسان قطارشناسی کشور گزارش دادند که طراحی و تغییر ریل در حالتی صورت می گیرد که قطار بدون دنده عقب و ترمز به کارش ادامه می دهد. دکتر احمدی نژاد که هفته گذشته با مفهوم نرم افزار آشنا شده است، همچنین گفت: « بیمه تامین اجتماعی و بازنشستگی داریم، اما نرم افزار نداریم...» وی که معلوم نبود منظورش از نرم افزار چیست، گفت: « پزشکان داروهای گران می نویسند، همه را جراحی می کنند، البته پزشکان ما اغلب خوب هستند.» قرار است از این به بعد علاوه بر نحوه شوت زدن در فوتبال و سرویس زدن در والیبال، رئیس جمهور نحوه نسخه نوشتن و جراحی را نیز برای پزشکان تعیین کند. در پایان احمدی نژاد منظور اصلی اش را اعلام کرد و گفت: « در این کشور 36 شورا وجود دارد که رئیس جمهور باید در آن شرکت کند.»( توضیح مختصر: رئیس جمهور در دو سال گذشته که در سفر استانی یا خارجی بود، در این شوراها شرکت نمی کرد و اخیرا موفق به کشف این شوراها شده است.)... وی توضیح داد: « این شوراها خدشه دار کردن مسوولیت هاست.» و نتیجه گرفت: « از این به بعد در دولت باید تصمیم گرفته شود و وزیران اجرا کنند.»
نتیجه گیری اخلاقی: دولت بعد از دو سال از هفته آینده قصد دارد تصمیم گیری کند.
نتیجه گیری مدیریتی: مشکلات کشور تا امروز بخاطر شوراها بود.
انتشارات اوین تقدیم می کند
حداد، معاون دادستانی در یک گفتگوی تکان دهنده، بالاخره تکانی به خودش و پرونده انقلاب مخملی داد. حداد اعلام کرد که تحقیقات از کیان تاجبخش و هاله اسفندیاری پایان یافته است. آگاهان پرسیدند: « خب، نتیجه؟» وی گفت: « تحقیقات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش پایان یافته است، اما این دو یک سری کار نوشتاری دارند که باید انجام دهند و سپس در مورد آنها تصمیم گیری می شود.» آگاهان اعلام کردند که این کارهای نوشتاری احتمالا شامل یکی از موارد زیر است:
1) مشق های مدرسه شان را در این مدت ننوشته اند و باید آنها را بنویسند.
2) احتمالا به آنها جریمه داده اند و باید از روی اعترافات شان هزار بار جریمه بنویسند.
3) قرار است جمله« من غلط کردم برای دیدن مادرم به ایران آمدم» را یک میلیون بار با ماژیک قرمز و به خط خوش بنویسند.
4) هر سه مورد فوق صحیح است.
جوانان دنبال چی هستند؟
البته من به شکل عجیبی از آقای مجتهد شبستری و نوع تفسیری که از دین و نگاه دینی و رابطه انسان با دین دارد، بسیار خوشم می آید و از علاقمندان ایشان هستم، ولی این دلیل نمی شود که همه نظرات ایشان را قبول داشته باشم. استاد مجتهد شبستری فرمودند: « جوان امروز به دنبال فهم عقلی دین است.» کارشناسان اینترنت با توجه به مراجعات کاربران اینترنتی اعلام کردند که البته موضوع « فهم عقلی دین» خیلی موضوع مهمی است، اما جوانان ایرانی بیشتر موضوعاتی مانند سکس و کلماتی مانند ... و ... و ... را به عنوان موضوعات مهم تحقیق استفاده می کنند.
کارگران، دانشجویان، معلمان و غیره
البته منظور ما این نیست که خانم ها جزو « وغیره» هستند، بلکه موضوع این است که گروه های مختلف مدنی برای دستگیری وجود دارند. در پی آزادی اکثر دانشجویانی که در دو سه ماه گذشته دوره فارغ التحصیلی شان را از آموزشگاه اوین گذراندند، مسوولان قضایی کشور برای اینکه خدای ناکرده کشور بی مساله نماند، هفت نفر از کارگران را که به خانه منصور اسالو( یا اسانلو یا اصانلو) رفته بودند دستگیر کردند. حداد، معاون دادستانی جرم اسالو را پخش اعلامیه و اقدام به خودزنی در هنگام دستگیری اعلام کرد. وی توضیح نداد که اصلا به چه جرمی او را می خواهند بگیرند که هنگام دستگیری خودزنی می کند؟ آگاهان قضایی پیش بینی کردند که قوه قضائیه این کارگران را تا دو هفته دیگر آزاد می کند تا بتواند مجددا زنان را دستگیر کند و بعد از آزادی آنان به دستگیری معلمان بپردازند. قوه قضائیه از کلیه اقشار از جمله نانوایان، میوه فروشان، اساتید دانشگاه و سایر اقشار و گروههای شغلی دعوت کرد که فعالیت سیاسی خود را افزایش دهند که دادستانی مجبور نباشد فقط دانشجویان، معلمان، زنان و رانندگان را دستگیر کند. قوه قضائیه گفت: « ما نیازمند گروههای جدید اجتماعی هستیم، لطفا به ما کمک کنید.»
تورم در ایران افزایش یافت
![]() |
| حجم نقدینگی در دولت محمود احمدی نژاد از 60 هزار میلیارد تومان به بیشتر از 134 هزار میلیارد تومان رسیده است |
بر اساس گزارش بانک مرکزی، نرخ تورم در فروردین 12.8 درصد بوده که در تیرماه دو درصد بیشتر شده و به 14.8 درصد رسیده است.
این بیشترین میزان نرخ تورم طی دو سال گذشته و از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد در ایران است.
نرخ تورم در سال ۱۳۸۴ بعد از کاهشی سه درصدی از بيشتر از ۱۵ درصد به حدود ۱۲ درصد رسيده بود و بعد از آن نيز نرخ تورم روندی کاهنده داشت به طوری که اين رقم در نيمه اول سال گذشته به حدود ۱۱ درصد نيز رسيده بود.در نیمه دوم سال گذشته با گرانی برخی کالاها و مسکن و افزایش نقدینگی، تورم افزایش یافته و به رقم 13.6 درصد رسیده بود.
برخی کارشناسان بر این باورند که نرخ تورم واقعی در ایران با آنچه از سوی بانک مرکزی منتشر می شود، متفاوت است و نرخ تورم در شرایط فعلی بیشتر از 20 درصد است.
اسانلو به 'توزیع اعلامیه علیه نظام' متهم شده است
![]() |
| فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل نسبت به دستگیری اسانلو اعتراض کرده است |
حداد در گفتگو با ایرنا - خبرگزاری دولتی ایران، در باره وضعیت منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران که شامگاه روز سه شنبه 19 تیرماه دستگیر شده، گفته است: "آقای اسانلو در هنگام پخش اعلامیه علیه نظام توسط نیروهای نظامی و امنیتی حدود دهه دوم تیر ماه دستگیر شد و بحث کارگری در دستگیری وی مطرح نبود."
آقای اسانلو پیش از این نیز مدتی در بازداشت بوده و به گفته معاون امنیت دادستان تهران، آقای اسانلو در این پرونده به پنج سال حبس محکوم شده است.
معاون دادستان تهران می گوید چند بار با همسر، مادر و خودش صحبت کرده و به "توافق هایی"رسیده اما آقای اسانلو "به توافق ها عمل نکرده است."
دو وزارتخانه کليدي بدون وزير
استعفا يا برکناري؟
برکناری وزرای نفت و صنایع و معادن ایران

عصر روز گذشته در حالي كه هنوز خبر استعفاي وزير صنايع و معادن دولت نهم به طور رسمي تاييد نشده بود، اعلام شد كه علاوه بر وي، وزير نفت نيز وي را در خروج از كابينه احمدي نژاد همراهي خواهد كرد تا اين دولت بار ديگر شگفتيسازي خود را به رخ همگان بكشد.
با وجود اين كه منابع نزديك به دولت نهم به محض انتشار خبر اين دو تغيير در كابينه تلاش كردند دلايل اين تغييرات ناگهاني را به نتايج ارزيابي كارنامه عملكرد وزرا بر اساس ميثاق نامه وزيران با رئيس جمهور تقليل دهند، اما ناظران سياسي معتقدند اينگونه تغييرات كه به صورت ناگهاني صورت ميگيرد، حاكي از وجود اختلاف نظرها و جهتگيريهاي سياسي آشكارا متضاد در ميان اعضاي كابينه به ويژه احمدي نژاد و مشاوران نزديكش از يك سو و وزراي کنار رفته از سوي ديگر بوده است.
اين تحليلي است كه روز گذشته مورد تاييد دانشيار، رييس اصولگراي كميسيون انرژي مجلس هفتم نيز قرار گرفت. وي به ايسنا گفت: "به نظر ميرسد برخي روشها با روحيات، انديشهها و عملكردهاي اين دو وزير سنخيت نداشته است كه مجبور شدند جاي خود را به چهرههاي جديدتر بدهند."
خبرنگاران "ولگرد" زياد شده اند!!!
در آستانه روز خبرنگار و يك روز پس از تعطيلي روزنامه شرق، يك عضو هيات رييسه مجلس كه سخنگويي فراكسيون اصولگرايان را نيز برعهده دارد، هديه جديدي به اهالي مطبوعات داد و گفت: "تعداد خبرگزاري هاي ولگرد در مجلس زياد شده است."
اين سخنان نجابت، با ناراحتي و اعتراض تعدادي از خبرنگاران پارلماني حاضر مواجه شد. جالب اينجا بود كه حسين نجابت راهيافته تهران به مجلس هفتم و عضو شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان در روزي اين سخنان را بيان كرد كه در مجلس، به مناسبت روز خبرنگار جلسهاي براي تقدير از خبرنگاران برگزار شده بود.
توهين وي پس از آن بيان شد كه محمدرضا اسكندري وزير جهاد كشاورزي، که براي پاسخ به برخي از نمايندگان به مجلس آمده بود، براي مدتي در محاصره خبرنگاران قرار گرفت و در نهایت حسين نجابت براي بردن اسكندري به صحن علني به جمع خبرنگاران وارد شد. وي در اين حين نسبت به حضور خبرنگاران در مقابل پارلمان پيش از پايان جلسه علني مجلس اعتراض كرد و گفت: تعداد خبرگزاري هاي ولگرد در مجلس زياد شده است.
به قلم ابراهيم نبوی
والیبال باید اسلامی بشود
دکتر پوپول، رئیس جمهور محترم و کارشناس آسفالت، سیاست خارجی، بورس، ظهور و ثبوت امام زمان، تورم، تاریخ عراق، حفر چاه، کندن تونل، غنی سازی اورانیوم و همچنین فوتبال، که یک سال قبل به اعضای تیم ملی فوتبال ایران گفته بود که: « بازيكنان بايد سعي كنند خود را درقالب تيم و نه به صورت فردي مجزا ببينند، ثانيهها در فوتبال تعيينكننده اند و نبايد با خوردن يك گل همه چيز را پايان يافته تلقي كرد.» این رئیس جمهور محترم همچنین پیش بینی کرده بود که « بايد در مسابقات جام جهاني ۲۰۰۶نام و پرچم جمهوري اسلامي ايران در سطح جهاني بدرخشد و به لطف خدا اين تيم به مرحله بعدي هم صعود خواهد كرد.» که با توجه به ارتباطات معنوی که رئیس جمهور با منابع نورانی دارد، این اتفاق نیفتاد. همین رئیس جمهور محترم در دیدار با اعضای تیم والیبال کشور گفت: « فوتبالیست های ما باید از والیبالیست ها یاد بگیرند.»، آقای رئیس جمهور که قبلا در مورد نحوه پاس کاری و شوت زدن و جاگیری و پاس کاری چیزهای مهمی را به تیم ملی فوتبال یاد داده بود، که یاد گرفتن همین چیزها باعث شکست تیم ملی فوتبال ایران شد، اخیرا نیز طرح های ابتکاری خود را برای تیم ملی والیبال اعلام کرده و گفت: « جوانان تیم ملی والیبال ما پاس های خیلی خوب داشتند، ولی در زمینه سرویس ها باید بیشتر تمرین کنند.» و چون رئیس جمهور در زمینه سرویس زدن و سرویس کردن ملت تجربیات گرانسنگی داشته و در راستای اسلامی شدن شوونات ها( این شان هرچه بیشتر جمع بسته شود کار از محکم کاری عیب نمی کند.)ی کشور، دفتر محترم ریاست جمهوری قوانین و قواعد جدید والیبال اسلامی - انقلابی را برای پیشبرد اهداف نظام و انقلاب و غیره بشرح زیر اعلام کرد.
قوانین جدید والیبال اسلامی
1) والیبال اسلامی ورزشی است عدالتخواهانه که در جهت مبارزه با استکبار جهانی و محو اسرائیل از زمین بازی انجام می گردد.
2) در والیبال اسلامی که زین پس باید مورد اولویت اول قرار بگیرد، تور بازی باید به اندازه قد رئیس جمهور پائین آمده و از حضور بازیکنان طولانی که در جهات اهداف دشمن سعی می کنند تا رئیس جمهور نادیده گرفته شود، ممانعت می شود.
3) اعضای تیم ملی باید روشهای ابتکاری ریاست محترم جمهوری را در زدن سرویس، سرویس کردن گروه مقابل که دشمن تلقی می شود و سرویس کردن دهان کلیه تماشاگران و ملت استفاده کرده و در زدن سرویس ها اول دشمن و سپس خدا و آقا امام زمان را در نظر گرفته باشند.
4) اعضای تیم می بایست توپ های وارده از سوی دشمن و مخالفان را جمع کرده و آن را برای رئیس جمهور آماده نموده تا وی هر بار به سمتی که هوس می کند، آبشار بزند. کسانی که بدون هماهنگی با مقامات عالیرتبه کشور، آبشار بزنند برکنار می شوند.
5) تیم حریف، می بایست فاصله خود را تا تور بازی که توسط خط قرمز مشخص می گردد، حفظ کند و در صورت عبور از خط قرمز بازی بازداشت و تحت پیگرد قانونی و مجبور به اعتراف و در صورتی که ملوان باشد، آزاد می شود.
6) تیم رقیب حق گرفتن آبشار ها و سرویس هایی که توسط ریاست محترم جمهوری و کلیه کسانی که رایحه شان با رایحه ایشان هماهنگ است، ندارند. در غیر این صورت وزارت اطلاعات و قاضی مرتضوی به عنوان داور اصلی مسابقه تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند. هر گونه شیرجه برای گرفتن آبشارهای ریاست محترم جمهور کودتای خزنده محسوب شده و وزارت اطلاعات و ارشاد اسلامی بشدت با آن مقابله می کند.
7) با عنایت به احتمال نفوذ نیروهای دشمن در زمین خودی، جز شش نفری که در بازی حضور دارند، بسیج بیست میلیونی در زمین خودی حضور فعال داشته و جلوی هر نوع سرویس های تحریک آمیز یا هجمه آبشارگونه دشمن غدار را خواهند گرفت و سرویس محکمی به دهان دشمن خواهند زد.
8) تعداد بازیکنان تیم ملی یک نفر به عنوان رئیس جمهور و پنج نفر دیگر از اعضای بی اهمیت تیم می باشند که در صورت ضرورت برکنار یا جابجا یا مستعفی شده و مدیرعامل شرکت های کم اهمیتی مانند خودروسازی و غیره می شوند. اعضای تیم بهتر است زر زیادی نزنند و قواعد نوین بازی را رعایت نمایند.
9) با توجه به اینکه در این شانزده سال که کشور با توطئه های دشمن اداره می شد، پس از پایان گیم زمین جابجا می شد و تیم ما به آن طرف می رفت و تیم رقیب به این طرف می آمد، برای جلوگیری از توطئه های دشمن، پس از پایان گیم تیم مقابل دستگیر و اعضای ذخیره در زمین حریف مستقر می شوند.
10) زمان بازی از ساعت چهار صبح آغاز شده و تا هنگام سفر رئیس جمهور ادامه یافته و در طول سفر، وی توپ را با خود به سفر برده و پس از بازگشت بازی ادامه پیدا می کند.
11) با توجه به اینکه قوانین بین المللی والیبال مانند محدود شدن ضربات به سه ضرب توسط حاکمان زر و زورو علیه مسلمین تصویب شده است، این قوانین از امروز لغو می شود و تعداد ضربات به تعدادی که لازم باشد تعیین می شود، به کلیه اقتصاددانان و روزنامه نگاران و معلمین و دانشجویان و زنان و کارگران نیز دستور داده می شود که در حین بازی حرف زیادی نزنند، کلیه کسانی که حرف زیادی بزنند به عنوان اراذل و اوباش اعدام و سپس دستگیر و محاکمه می شوند.
12) با توجه به اینکه تا به امروز در والیبال غربی هدف از بازی زدن توپ به زمین حریف بوده و این هدف براساس خواسته های دشمن تعیین شده، از این پس هدف از بازی فقط مبارزه با دشمن و اگر نشد، اجرای عدالت و در غیر این صورت ظهور امام زمان است.
رئیس جمهور و نابغه جدید والیبال
محمود احمدی نژاد
16 مرداد 1386
به قلم عيسی سحرخيز
تماشاي فيلم با دور تند!
سير حوادث در ايران به گونه اي سرعت و شدت گرفته است که گاه انسان تصور مي کند آنچه دور و برش مي گذرد واقعيت ندارد و در عالم وهم و تخيل شکل مي گيرد؛ گويي بر صندلي سينما، يا در برابر صفحه ي تلويزيون نشسته است و در حال تماشاي فيلم مستندي ست با دور تند.
به اين دليل است که در حرفه روزنامه نگاري، به ويژه اگر مسائلي که پيرامون انسان مي گذرد به عالم رسانه و دنياي مطبوعات ارتباط داشته باشد، بيشتر به خواب و خيال مي ماند و فيلم هاي علمي - تخيلي. رويدادهايي که هنوز سناريو آن نوشته نشده، فيلمش به روي اکران مي رود و بر صفحه ي نقره اي نقش مي بندد.
حاشيه نروم و به اصل مطلب بپردازم. هنوز چند روزي از انتشار مقاله "سه الگو و سه تجربه، راهنماي عمل حكومت براي استقرار نظم آهنين و اداره رسانه ها"، نگذشته است که شاهد تحقق بسياري از پيش بيني ها هستيم. فرضياتي که نشان مي داد جريان اقتدار گرا در فضاي رسانه اي کشور، اعم از رسانه ملي، خبرگزاري و مطبوعات چه راهبردي را برگزيده و قصدش رسيدن به کدام مقصد و مقصود است.
"...به نظر مي رسد در اين برخورد چند لايه و چند جانبه، سه الگو و سه تجربه فراروي حكومت و دولتمردان باشد براي اداره ي رسانه ها، و دستورالعملي براي تيم چهار نفره ي ويژه، متشكل از وزراي ارشاد، اطلاعات، كشور و دادستان تهران، با همكاري معركه گردان هايي چون مشاوران رئيس جمهور، مهدي كلهر و علي اكبر جوانفكر.
اين سه الگو عبارتند از: سياست راديوهاي تك موج برآمده از حكومت هاي كمونيستي دوران اقتدار شوروي؛ سياست خبرگزاري هاي دولتي فرمايشي چون خبرگزاري پارس دوران پهلوي؛ و سياست روزنامه هاي حكومتي مدل رستاخيز پيش از انقلاب و كيهان كنوني.
در حاكميت تحت زمامداري احمدي نژاد سه تجربه نيز پشتوانه اجرايي اين سه الگو شده است. تجربه ي كلهر- جوانفكر در رسانه هاي دولتي؛ صفار هرندي- يوسف پور در روزنامه هاي حكومتي - امنيتي؛ تجربه ي اژه اي - مرتضوي در برنامه ي توقيف فله اي مطبوعات و دستگيري گسترده روزنامه نگاران در دوران اصلاحات براي شكل دهي مطبوعات قالبي- روزنامه نگاران غالبي."
در اين مدت اندک، شاهد آن هستيم که سناريو و فيلمنامه ي نوشته شده، کليد خورده، تهيه شده و با دور تند بر روي پرده ي صحنه ي فرهنگي کشور به نمايش درآمده است. پس از گفت و گوي تلويزيوني بحث برانگيز با سردار رادان، نه تنها مجري، بلکه تني چند از دست اندرکاران تهيه ي برنامه تلويزيوني "کوله پشتي" کار خود را از دست داده اند؛ در آستانه ي روز خبرنگار، چون رسمي نانوشته براي به عزا نشاندن روزنامه نگاران و اهالي مطبوعات، روزنامه شرق توقيف شده و کارکنانش، به جمع بيکاران همکاران سابق خود در روزنامه هم ميهن پيوسته اند؛ و مشخص شده است که در جريان پاکسازي و تصفيه ي نيروي خبري باسابقه ي خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا)، نقشه ي طراحي شده و برنامه ي ريخته شده، عمق و بعد بيشتر و وسيعتري دارد و به اصطلاح آقايان آش را با جاش مي خواهند. حال که در رقابت داخلي گذشته زور رئيس جمهور و مشاورانش در حفظ مديرعامل پيشين به وزير ارشاد نرسيده، آنها در زورآزمايي جديد مي خواهند اين نهاد خبري دولتي را مصادره کنند و به زيرمجموعه ي جديد نهاد رياست جمهوري بيفزايند. لابد قرار است آقاي احمدي نژاد در سالروز شهادت شهيد صارمي - که اگر زنده بود، شايد به دليل مواضع و عملکردش اکنون يا در زندان بود و تحت محاکمه، يا دست کم در ليست نيروهاي قابل تصفيه خبرگزاري- روز چهارشنبه، در روز خبرنگار، اين مژده مسرت بخش را در جمع کارکنان بزرگترين نهاد خبررساني کشور، به اطلاع آنان برساند.
دست اندرکاران روزنامه کيهان، که خط و ربط و برنامه هاي مديرمسئولش مشخص است و سردبير سابقش که اکنون بر مسند وزارت ارشاد تکيه زده است، ارتباط تنگاتنگي با سردمداران "حزب پادگاني" و جريان هاي پشت پرده ي برخورد با مطبوعات و روزنامه نگاران دارد، به عنوان پرونده سازان و تئوري پردازان اين ماجرا که خود در تعطيلي روزنامه "شرق" نقش مهمي ايفا کرده و در کنار مستند سازي براي هيات نظارت بر مطبوعات، در جريان از دور خارج کردن يک رقيب مطبوعاتي ديگر فضاسازي و جوسازي لازم را انجام دادند، اکنون از کلاه شعبده خود، برگ جديدي را بيرون آورده اند که حکايت از گستردگي برنامه ي در دست اجرا دارد.
سرمقاله نويس اين روزنامه، روز سه شنبه در مطلبي با عنوان "بايدهاي مطبوعات" که بهتر اين بود، نام "بايدهاي رسانه ها" را براي آن برمي گزيد، به بهانه ي نقد فضاي فرهنگي کشور، دايره ي تنگ "رسانه داري" را ترسيم کرده است:
"رسانه داري يك كار مهم فرهنگي است و الزاماً بايد در دستان انسان هاي فرهنگي قرار داشته باشد. دست هاي آلوده به ريب و رنگ و خوديت نمي توانند -نه اينكه نمي خواهند- نگه دارنده اين «گوهر» باشند. چه بسيار ديده ايم كه دست هايي رسانه را در دست گرفته اند ولي آن را بر سنگ بدنامي و ناكامي كوبيده اند و خاطره آنان مثال خراش خنجر بر چهره رسانه باقي مانده است .
در همان حال اداره رسانه فقط نيازمند زهد و نزاهت نيست - اگرچه حيات آن به اين دو وابستگي تام دارد- بلكه رسانه در جاي خود يك «فن» و «هنر» نيز هست و -حتي- هر صاحب نزاهتي به اين دو آراسته نمي باشد از همين رو چه بسيار ديده ايم افراد مقدسي كه رسانه را در دست گرفته اند ولي «ذوالفنون» از خامي آنان در عرصه رسانه استفاده كرده و از نردبان آنان بالا رفته اند. در همين سال ها كساني را ديده ايم كه به شاگردي امام(ره) افتخار كرده و مي كنند ولي در رسانه هاي آنان شاهد انكار امام و انقلاب بوده ايم.
يكي از دستاوردهاي افرادي كه رسانه را نمي شناخته اند ولي به هر دليل تصميم گرفته اند رسانه داشته باشند پديد آمدن نوعي آنارشيسم فرهنگي در عرصه رسانه ها مي باشد."
اين نگاه به رسانه و رسانه داري و فعاليت هاي راديو- تلويزيوني، خبررساني، مطبوعاتي و روزنامه نگاري چيزي نيست، جز تئوريزه کردن روش عمدتا غيرقانوني کنوني هيات نظارت بر مطبوعات و وزارت ارشاد، براي زيرپاگذاردن گسترده تر قانون مطبوعات و نقض بيشتر قانون اساسي، و زمينه سازي براي اقدام مشابه اکثريت محافظه کار مجلس، در زمان شکست در انتخابات آينده.
نمايندگان مجلس پنجم آن گاه که در اثر مساعي وارائه ي ليست انتخاباتي روزنامه نگاران در انتخابات مجلس ششم، به ويژه در حوزه تهران شکست سنگيني خوردند، در انتقام اين حادثه در آخرين روزهاي نشستن بر صندلي سرخ مجلس پيشين، قانون مطبوعات را در جهت تهديد و تحديد روزنامه نگاري و فعاليت رسانه اي ترميم کردند. اقدامي که تلاش نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم نيز براي اصلاح قانون مطبوعات، به دليل ايفاي نقش مستقيم رهبري با صدور حکم حکومتي، نتوانست جبران کننده ي مافات باشد. هدف زمينه سازي هاي اخير مي تواند اين باشد که راه يافتگان مجلس هفتم، در شرايطي مشابه، راه جاي پاي اسلاف خويش گذارند و با تغيير مجدد قانون با هدف محدود کردن شرايط صدورمجوز، سخت تر کردن شرايط گرفتن پروانه ي انتشار روزنامه و مجله و در يک کلام محروم کردن ملت از يک حق مسلم ديگر، همين حد از آزادي هاي قانوني را نيز از فعالان رکن چهارم مردمسالاري بگيرند.
"...راستي چگونه است كه يك نفر بدون آنكه يك روز خبرنگاري كرده و يا بدون آنكه در همه عمرش يك گزارش نوشته باشد و حتي- در پاره اي از موارد- بدون آنكه در عمرش يك سطر مطلب فرهنگي- از جنس رسانه- نوشته باشد به يك باره صاحب امتياز، مديرمسئول، سردبير، رئيس شوراي سياستگذاري و... مي شود؟ آيا هر گوينده اي- ولو اينكه روحاني صاحب نفوذي باشد- مي تواند مسئول يك «رسانه نوشتاري» باشد؟ گفتن كجا و نوشتن كجا؟ وقتي- اهليت- اين اصل بديهي عرصه رسانه رعايت نشود، آنگاه طراران گردهم مي آيند و از سفره آماده لقمه خويشتن مي چينند و به كار خود مي پردازند تا آنگاه كه يك اتفاق «بسيار بد» بيفتد آنگاه اين مديرمسئول آخرت و دنيا، دين و دارايي خود را به پاي دشمنان دين خود ريخته است و آن طراران سرخوش از ضربه اي كه زد ه اند و هزينه اي كه نپرداخته اند گرد مدير مسئولي ديگر جمع مي شوند و روز از نو روزگار از نو...
چه كسي بايد اين «مرز»ها را مواظبت كند؟ كدام سازمان با كدام ساز و كار؟ آيا دل بستن و بسنده كردن به دادگاه مطبوعات و هيئت منصفه آن- كه ساز و كاري است براي علاج بعد از واقعه- كفايت مي كند؟ آيا نبايد به فكر ساز و كاري بود تا مصرف كنندگان با آسودگي خيال به بازار رسانه جمهوري اسلامي مراجعه كنند و از آن بهره مند گردند؟"
"سازوکار" پيشنهادي سرمقاله نويس کيهان چيزي نيست جز دست بردن در قانون مطبوعات و محدود کردن شرايط صدور پروانه ي انتشار نشريه براي اصلاح طلبان و دگرانديشان، و تسهيل امور براي گروهي خاص به ويژه اعضاي باندي مشخص و کساني که در دايره ي محدود خودي ها جاي مي گيرند- که آنها نيز هر روز که مي گذرد کمتر و کمتر مي شوند.
قانون مطبوعات فعلي ايران با همه ي مواد محدودکننده و دست و پاگيرش، دست کم اين حسن را دارد که در آن "ايراني بودن"، "داشتن 25 سال سن"، "داشتن صلاحيت علمي در حد ليسانس و يا پايان سطح در علوم حوزوي"، "پايبندي و التزام به قانون اساسي"، عمده شرايط براي کسب مجوز نشريه است. در اين قانون نه قيد و بندي در" نوع مدرک تحصيلي" نهاده شده و نه "پيشينه اي آن گونه که کيهاني ها و حزب پادگاني مي پسندد"، درج شده است.
اگرچه پس از جابجايي قدرت از اصلاح طلبان به اقتدارگرايان و تغيير وزير ارشاد و اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات، در عمل سياست "قطره چکاني" در حوزه ي صدور مجوز اعمال شده و تيغ برخورد با مطبوعات توسط اين جريان تيز مي شود، اما بيشتر اقدام هاي خلافي که صورت مي گيرد، با صد من سريش هم قابل چسباندن به مواد قانون مطبوعات نيست.
اکنون با وجود گسترش دايره بگير و ببندها، توقيف مطبوعات و بازداشت روزنامه نگاران، تحميل سانسور و خودسانسوري گسترده بر رسانه ها، گويا باز يک جاي کار از نگاه اقتدارگرايان مي لنگد: "آيا مي توان اين روند را از آغاز تا «توقيف رسانه» تحمل كرد و به جوسازي بعد از آن هم رضايت داد؟ نه حتماً بايد فكر ديگري كرد."
به نظر مي رسد که واکنش هاي منفي افکار عمومي داخلي و خارجي و اعتراض هاي گسترده ي اقشار مختلف ملت در برابر اين خلافکاري ها و نقض گسترده و مداوم مواد قانون مطبوعات، اصول قانون اساسي و روح و مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر، به گونه اي پرهزينه است که اقتدارگرايان را به صرافت يافتن "ابزاري نو" و "سازوکاري جديد" انداخته است. از جمله اهداف تئوري پيشنهادي و راهکار ارائه شده، مي تواند تغيير قانون مطبوعات با هدف اعمال "سازوکارهاي" لازم براي اجرايي کردن هرچه بهتر و کم هزينه تر "استقرار نظم آهنين و اداره رسانه ها" باشد؛ نظم آهنيني که اگرچه در کوتاه مدت مي تواند مستقر شود، اما در بلند مدت خود بنياد ظلم و استبداد را برخواهد کند. فيلمي که به نمايش درآمدن و تماشا کردنش، با اين دور تندي که در گذر حوادث و رويدادها شاهدش هستيم، دور نخواهد بود.
بدون شرح!

ترم تابستانی دانشجویان بازداشتی
::::::::::::: نیک آهنگ کوثر :::::::::::::
گاهی اوقات آدم فکر می کند که این ملت بودند که دنبال اصلاحات بودند و خاتمی می خواست اصلاحات کند، به همین دلیل به او رای دادند، من فکر می کنم مردم بخاطر این به خاتمی رای دادند که فکر می کردند او جالب تر از رقبای دیگرش است و تازگی داشت، بعدا یک عده ای فکر کردند و به این نتیجه رسیدند که خاتمی اصلاح طلب است. من که فکر نمی کنم که از روز اول کسی می دانست چه خبر است. در مورد احمدی نژاد هم قضیه یک چنین چیزی است، آدم فکر می کند مردم حرفی را که احمدی نژاد می گوید قبول دارند، در حالی که اصلا این طور نیست، بلکه احمدی نژاد کارهایی را که فکر می کند مردم دوست دارند انجام بدهد، مثلا پیشرفت علمی، مبارزه با فقر، توجه به شهرستانها، کفش خریدن برای پابرهنه ها، کشاندن نفت به سفره ملت را از خود مردم می گیرد، بعد وعده می دهد که آن کارها را بکند، و آن کارها را نمی کند، بعد هم می گوید من نگفتم این کارها را می کنم. قضیه به همین راحتی است. یک گروه از برادران یکی از موسسات بررسی کننده که مطابق معمول نظر دارند، ولی اسم ندارند، به نقل از خبرگزاری فارس، معلوم شد که « ایده های احمدی نژاد بیشترین همسویی و هماهنگی را در میان پنج چهره شاخص کشور با نظرات مردم دارد.» در همین راستا اتفاقات زیر رخ داد. دولت پارانوئید فوتبال، بسکتبال، والیبال و چند نقطه جای خالی را پر می کند؟ یک جایزه دیگر برای گنجیمایوی دوتکه احمدی نژاد
اول: احمدی نژاد گفت من جلوی افزایش قیمت ها را می گیرم، مردم گفتند ما همین را می خواهیم، در نتیجه قیمت کالاها یک ماه کاهش و سپس بشدت افزایش یافت.
دوم: احمدی نژاد گفت نرخ بهره بانکی باید کم شده و 12 درصد بشود، مردم هم گفتند بله، ما هم همین را می خواهیم، دو ماه هم نرخ بهره پائین آمد، از هفته گذشته نرخ بهره دوباره شد 17 درصد.
سوم: احمدی نژاد گفت، من برای رسیدگی به امور مردم شهرستانها خودم به میان مردم می روم، در نتیجه به شهرستانها رفت و در هر دو دقیقه یک مصوبه برای مردم شهرستانها تصویب کرد، مردم هم گفتند ما همین را می خواهیم، در نتیجه دیروز اعلام شد که چون 80 درصد مصوبات سفرهای شهرستانی اجرا نشده است، به همین دلیل بهتر است دور جدید آن متوقف شود.
چهارم: احمدی نژاد روز 19 بهمن گفت، من تا 22 بهمن خبرخوش هسته ای می دهم و غنی سازی را به هیچ وجه تعلیق نمی کنیم و نیروگاه بوشهر را تا بهار امسال راه می اندازیم، مردم هم چیزی نگفتند، روز 22 بهمن آمد و خبری نشد، غنی سازی هم فعلا مالیده، نیروگاه بوشهر هم تا سال دیگر باید بزهای بوشهر نمیرند تا بهار بعدی بیاید تا کمبوزه و خیار ارزان شود. ضمنا دیروز دست راست احمدی نژاد گفت که فعالیت در نطنز شدیدا کاهش پیدا کرده است، اما امروز دست چپش ضمن درخواست خوردن یک چیز بد توسط دست راست، اعلام کرد که کاهش فعالیت نطنز تکذیب می شود.
پنجم: احمدی نژاد گفت، نفت را سر سفره مردم می برم، مردم هم گفتند دستت درد نکند، بعد بنزین سهمیه بندی شد و در نتیجه فعلا طرح سهمیه بندی بنزین هم صد تا سوراخ دارد، بنزین آزاد هم شد لیتری هزار تومان، به قول مسعود بهنود که قرار است در دور بعد به احمدی نژاد رای بدهد، من هم به او رای می دهم. چی بهتر از این! آی می خندیم!
ششم: احمدی نژاد گفت، ما کاری به موی جوان ها نداریم، در نتیجه مردم هم گفتند الهی بمیریم، این بدبخت کاری به مو و لباس جوان ها ندارد، در نتیجه تا به امروز به بیش از یک میلیون نفر تذکر داده شده و هزاران نفر بخاطر مو و لباس زندانی شده اند و تحقق وعده های الفنون ادامه دارد.
هفتم: احمدی نژاد گفت، ما مدیریت جهان را در اختیار می گیریم، مردم هم گفتند چی بهتر از این، در نتیجه سازمان مدیریت کشور به باد رفت و فعلا قرار است مدیریت خودمان را هم لبنانی ها در دست بگیرند.
نتیجه گیری اخلاقی: پوپولیزم یعنی تکرار حرف مردم و عمل نکردن به آن.
نتیجه گیری اجتماعی: مردم حرف پوپولیست را قبول ندارند، بلکه حرف خودشان را که پوپولیست تکرار می کند، قبول دارند.
نتیجه گیری فلسفی: نظرسنجی در کشور ما دو حالت دارد، یا به نفع قدرت است، یا نتیجه اش را نمی دانیم.
نتیجه گیری بی ادبی: به قول مرحوم هویدا در ایران آمار مثل مایوی دو تکه است، همه چیز را نشان می دهد، بجز چیزهای اصلی را.
عکس نتیجه گیری بی ادبی: چیزهای اصلی معمولا چیزهایی هستند که ما همیشه در تنهایی با آن مواجه می شویم و توجه به آنها قانونا اشکال دارد.
یکی از مشاورین احمدی نژاد گفت: « رسانه های حزبی دنبال براندازی نرم هستند.» یک وزیرش گفت: « مطبوعات در حال کودتای خزنده علیه دولت است.»، یک کارشناس اقتصادی گفت: « دولت احمدی نژاد دچار توهم توطئه است، چون دائما فکر می کند عده ای درحال توطئه برای براندازی این دولت هستند. البته یکی از روانشناسان توضیح داد که اصولا بیمار پارانوئید همیشه دو احساس دارد، اول اینکه دائما احساس می کند بقیه می خواهند علیه او توطئه کنند، دوم این که احساس عظمت می کند. به نظر شما کلمه دولت پارانوئید از نظر ادبی غلط است یا از نظر منطقی اشکالی ندارد؟
ام پی، معروف به محمود پوپول( احمدی نژاد سابق) که تا یک سال قبل شدیدا فوتبالیزه شده و معتقد بود که اگر تیم ملی پیشنهادات ابتکاری اش را گوش کند، در جام جهانی از مرحله اول صعود می کند و تا آن زمان به کشف ورزشی به نام والیبال نائل نشده بود، دیروز صبح بعد از پیروزی تیم والیبال ایران، عجله عجله گوله کرد برای خود شیرین سازی ورزشی و در دیدار با والیبالیست ها گفت: « بازیکنان تیم فوتبال باید از والیبالیست ها یاد بگیرند.» درست در همین حال و هوا بود که موبایلش زنگ زد و خبر دادند که تیم بسکتبال ایران با نتیجه 74 بر 69 تیم ملی لبنان را شکست داده و قهرمان بسکتبال آسیا شده است. محمود پوپول بلافاصله پرسید: بسکتبال کدوم شونه؟ همونه که با دست فوتبال بازی می کنن؟ رئیس فدراسیون بسکتبال گفت: نه استاد، اون که توپ می اندازن توی سبد. محمود پوپول هم ضمن اینکه داشت فکر می کرد در محاسبات اقتصادی باید توپ را هم در سبد خانوار بیندازند، والیبالیست ها را ول کرد و یک پیام به تیم ملی بسکتبال داد و تصریح کرد: والیبالیست ها و فوتبالیست ها باید از بسکتبالیست ها یاد بگیرند. ضمنا برای اولین بار در تاریخ، رئیس جمهور دستور داد کمک مالی را که فدراسیون فوتبال به اعضای تیم ملی داده بود، از آنها پس بگیرند. البته قرار است برای اعضای تیم ملی فوتبال که برای احمدی نژاد نامه می نویسند، کمک مالی فرستاده شود.
به دنبال درگذشت آیت الله مشکینی و خالی شدن اتاق سی سی یوی مرحوم مشکینی در بیمارستان مذکور، آیت الله خزعلی در کمال بیرحمی گفت: « آقای مصباح می تواند جای آقای مشکینی را پرکند.» آگاهان گفتند: دور از جان! هنوز ایشان بیست سال دیه کار می کند، حیف است!
اکبر گنجی یک جایزه جهانی دیگر گرفت و کلی خوشحال مان کرد. دیروز زنگ زدم حالش را بپرسم، دیدم از فرط درد عضلانی نمی تواند کارش را بکند، جان مادرتان یکی به داد این بچه برسد، شش سال در ایران مصیبت کشیده، حالا هم در فرنگ. درد کشیدن در آمریکا با وجود این همه پزشک ایرانی و این همه طرفدار و امکانات پزشکی از آن حرف هاست.
فتوا در ممنوعيت اجراي سنگسارتوسط آيتالله صانعي صادر شد!

به گزارش پايگاه اطلاع رساني نوروز، آيتالله العظمي صانعي در پاسخ به استفتايي در مورد سن مسؤوليت کيفري، اجراي حدود (سنگسار، قطعيد و حد محارب) را در زمان غيبت ممنوع اعلام كرد. اين مرجع تقليد همچنين خواستار تدوين قانون ويژهاي براي تعزير کودکان و نوجوانان زير سن 18سال شد.
آيتالله العظمي صانعي با بررسي سن مسؤوليت کيفري در جرايمي که در قانون مجازات اسلامي از آن با عنوان حدود نام برده ميشود و شامل احکام سنگسار، قطع يد و حد محارب ميشود، گفته است: «در اجراي حدود در زمان غيبت امام عصر (عج) ميتوان به فتواي علماي فاضل و محققي همانند ميرزاي قمي عمل کرد که معتقد است، اجراي حدود در زمان غيبت محل تأمل و توقف است و بايد به جاي آنها تعزير کرد».
به قلم ابراهيم نبوی
علم اعداد و وزير رفاه
يکي از فوايد دولت احمدي نژاد اين است که آدم با يک مشت وزير دقيق و فهميده طرف است که حرف دهان شان را مي فهمند، وزير رفاه در يک اظهار نظر بسيار دقيق گفت: "خط فقر جديد 5 تا 10 درصد بيشتر از 183 هزار تومان است." وي چند لحظه فکر کرد و گفت: "اما اعلام اين عدد هيچ مشکلي از مردم حل نمي کند." آگاهان پرسيدند: پس چي؟ از طرف ديگر احمدي نژاد که در طول دو سال 120 ميليارد دلار از ثروت ملي کشور را تبديل به آشغال و مصيبت کرده است، گفت: "دشمن مي خواهد ايران همه ثروتش را بخورد." آگاهان ضمن دفاع از دشمن گفتند: دشمن چي کاره است، دوستان خودشان همه ثروت کشور را خوردند و هضم نکرده به ارتفاع مناسب گل افشاني کردند.
بنزين خزعلي تمام شد
اعضاي جديد شوراي نگهبان، که همان اعضاي قديمي اين شورا بودند، يعني شيخ محمد يزدي، شيخ صادق لاريجاني که زير 200 سال سن دارد و شيخ محمد مومن باز هم منصوب شدند. آيت الله خزعلي عضو سابق شوراي نگهبان در يک اظهارنظر شگفت انگيز از طرح سهميه بندي سوخت حمايت کرد و گفت: "بنزين ما از چند ماه قبل مصرف شده و ما با اتوبوس يا پياده سرکارمان حاضر مي شويم." آگاهان منظور شخص مورد نظر را بخوبي متوجه نشده و لذا سووالات زير به نظرشان رسيد:
اول: آيا بنزين کشور تمام شده يا بنزين شخص آقاي خزعلي؟
دوم: آيا براي سوار شدن آقاي خزعلي به اتوبوس، اتوبوس مذکور بايد جلوي در خانه ايشان برود، يا خانه جديدي جلوي ايستگاه اتوبوس براي ايشان ايجاد يا خريداري مي شود؟
سوم: آيا يک اتوبوس براي همراه بردن آقاي خزعلي و محافظانش کافي است يا احتمالا چند اتوبوس هم بايد اين اتوبوس را اسکورت کنند؟
چهارم: فرض کنيم آقاي خزعلي هنوز عضو شوراي نگهبان است و با اين فرض اگر آقاي خزعلي بخواهد پياده از در خانه به شوراي نگهبان برود، با توجه به اينکه فقط پنج ماه تا زمان تائيد صلاحيت ها مانده است، ايشان تا ماه دي با پاي پياده به جلسه مي رسد يا نه؟
پنجم: اگر هزينه سوخت اتوبوس 1000 برابر هزينه سوخت اتومبيل شد، چکار بايد کرد؟
سنگي در چاهي
من هيچ وقت نمي توانم بفهمم که اگر ما موفق شديم که بحرين را به عنوان يکي از جزاير ايراني و يکي از استانهاي ايران بشمار بياوريم، اين کار چه فايده اي براي ما دارد؟ چه فايده اي براي مردم بحرين دارد؟ و چه مشکلي را از ما حل مي کند؟ و چه مشکلاتي را براي ما به وجود نمي آورد؟ فرض کنيم بحرين هم متعلق به ايران شده باشد، غير از اين است که مي خواهيم همين مصيبتي را که مردم ما مي کشند، به بحرين هم صادر کنيم. آخرش هم مي شود مثل جزاير سه گانه که تبديل شان کرده ايم به آشغالداني، يا در نهايت مي شود قشم يا بوشهر. چه گلي به سر قشم يا بوشهر زده ايم که مي خواهيم به سر بحرين بزنيم؟ خانه اي که شبي چهار تا بچه اش گرسنه مي خوابند و دختر وسطي خانه نصف شب از سرکار به خانه برمي گردد و رئيس خانه صبح چه گوارا مي شود و شب استالين مي شود و ظهر اصغر ديزل، ديگر چه جاي اضافه کردن نانخور اضافه دارد. اگر هم چشم مان به ثروت بحرين است، محض رضاي خدا اگر بلديم ثروت آنها را اداره کنيم، ثروت خودمان را اداره کنيم. وسط اين سنگي که حسين شريعتمداري داخل اين چاه ويل انداخته و حالا چهار تا عاقل هم نداريم که بروند و درش بياورند، نبي رودکي نماينده استان فارس، اعلام کرد که "آمريکا باعث اختلاف ايران و بحرين است." آگاهان هرچه فکر کردند، متوجه نشدند که منظور از آمريکا چيست، اگر قرار است بگوئيم شريعتمداري عامل آمريکاست، به نظر من اين اتهام ناجوانمردانه اي است، اگر منظور شريعتمداري است، بايد بگوئيم: "انگليس باعث اختلاف ايران و بحرين است." البته اين وسط منوچ ميم عضو دون پايه وزارت امور خارجه به بحرين سفر کرد و همراه با وزيرخارجه بحرين اعلام کرد: "روابط تهران - منامه دوستانه و برادرانه است." از طرف ديگر حسين شريعتمداري باعث شده است که نشريات بحرين فعلا چند روزي است که هر چيزي بلدند عليه ايران و ايراني و جمهوري اسلامي و رهبري مي گويند، حالا ما با جمهوري اسلامي و رهبري کاري نداريم، بالاخره آدم يکي مي زند و يکي مي خورد، ولي واقعيت اين است که اگر قرار است اعتراضي به اهانت به ايرانيان بکنيم، اين اعتراض را بايد به شريعتمداري بکنيم، وگرنه اگر يک باره دولت عربستان اعلام کند ايران بخشي از عربستان است و بايد زير نظر دولت عربستان اداره شود، خوشمان مي آيد؟ حسيني، سخنگوي وزارت خارجه گفت: "مطالب رسانه ها، موضع رسمي ايران نيست." آگاهان توضيح دادند که اين موضوع البته فقط در مورد ايران صدق مي کند، وگرنه اگر يک نشريه دانمارکي در کشوري مثل دانمارک که مطبوعاتش آزادند، عليه اسلام چيزي نوشت ما حق داريم سفارتخانه کشورش را آتش بزنيم، اما در ايران رسانه ها مستقل هستند و حرف شان با حرف دولت فرق مي کند و به همين دليل هم دائما تعطيل شان مي کنيم.
پلیس تهران با مدل موی 'منحرف' برخورد می کند!
![]() |
| پلیس می گوید پسرانی را که مدل موی "منحرف" دارند دستگیر خواهد کرد |
وی همچنین به روزنامه "فرهنگ آشتی" گفته است که از یک هفته دیگر عملیات مبارزه با آنچه "بدحجابی" زنان خواند نیز بار دیگر تشدید خواهد شد. به گفته وی در این عملیات شمار ماموران برای مبارزه با "بدحجابی" دو برابر خواهد شد.
بر اساس گزارش ها، نیروهای پلیس از اول امرداد ماه جلوی کسانی را می گیرند که شلوارهای فاق کوتاه می پوشند و از گردنبندهای مارک دار و از لباس های دارای آرم استفاده می کنند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران رادان گفته است: "از اول امرداد ماه، این افراد به محض مشاهده، از سوی پلیس امنیت دستگیر و به مرکز پلیس امنیت عمومی انتقال داده می شوند."
طرح برخورد با افرادی که پلیس ایران آنان را بدحجاب می داند و از اول اردیبهشت آغاز شده است به برخورد با زنان اختصاص داشت ولی طرح تازه پلیس برخورد با پوشش پسران است.
به گفته رئیس پلیس تهران، مدل های موی پسران برگرفته از مدل های "منحرف" غربی است و با هنجارهای ایران همخوانی ندارد.
رئیس پلیس تهران که با خبرنگاران سخن می گفت در پاسخ به خبرنگاری که انتخاب مدل مو را حریم خصوصی افراد می دانست، تاکید کرده که "این حریم خصوصی فرد نیست که هر گونه بخواهد در جامعه ظاهر شود."
به گفته رادان، طبق قانون برخورد با مدل مو در "حوزه برقراری انضباط اجتماعی و تحت عنوان پاسداری از هنجارها" به عهده پلیس گذاشته شده است.
جریمه بد حجابی پسران
رئیس پلیس تهران مدل های مو را "ناهنجاری" توصیف کرده و گفته است: "اگر حالا وارد عمل نشویم این ناهنجاری تبدیل به هنجار می شود و وظیفه ماست که برای برقراری افزایش امنیت و انضباط اجتماعی جلوی این پدیده را بگیریم."
بر اساس گزارش ها پسرانی که به دلیل مدل موی "منحرف" دستگیر می شوند با ضمانت خانواده آزاد می شوند و بعد از آزادی باید مدل موی سرشان را اصلاح کرده و با مراجعه به پلیس، این موضوع را اطلاع دهند.
جریمه پسرانی که "لباس نامناسب" به تن داشته باشند، همانند دختران دارای پوشش نامناسب است و پسران بعد از دستگیری به مرکز پلیس منتقل و بعد از آوردن لباس مناسب از سوی خانواده، آزاد می شوند.
رئیس پلیس تهران گفته است که نام افراد بدحجابی که به آنها تذکر داده شده وارد کامپیوتر می شود و از این به بعد ماموران نیروی انتظامی یک لپ تاپ در اختیار خواهند داشت که در آن سابقه افراد در آن ذخیره می شود و اگر فردی سابقه تذکر داشته باشد، بازداشت می شود.
در سال های اخير، همواره همزمان با آغاز فصل گرما، بحث حجاب و برخورد با "بی حجابی و بدحجابی" از سوی مراجع مذهبی، نيروی انتظامی، بسيج و نيروهای مذهبی اوج می گيرد.
اواخر سال 85 نيز رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران گفته بود که از امسال پلیس، رانندگانی را که "شئونات اخلاقی و اسلامی" را رعایت نکنند و يا در خودروی خود سگ حمل کنند به مراجع قضایی تحویل می دهد.
بنابه گزارش ها، حمیدرضا هاشمی، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران، همچنين مصادیق "عدم رعایت شئونات اسلامی" را نداشتن حجاب در خودرو یا بیرون بودن قسمت هایی از بدن که خالکوبی شده باشد، اعلام کرده است.








